تبليغاتX
صراط - اطاعت؛مركب انسان
جستارهایی در سیر فکری و عملی انسان

بسم الله الرحمن الرحيم

خداوند متعال از انسان اطاعت مي خواهد. راز عالم به دست انسان گشوده نخواهد شد، چراكه عالم مشحون روابط است و اصلا عالم، رابطه است(از باب زيد عدل!) و به اندازه اي كه براي عالم وسعت قائل شويم براي رابطه هم بايد وسعت قائل شد. اگر عالم بي نهايت است پس عمق روابط هم بايد بي نهايت باشد و راز عالم كه همين روابط اند گشوده شدنش زماني ممكن كه راز بي نهايت گشوده شود.

و نقطه ضعف انسان فاني محدود جاهل و بسيار بسيار جاهل دقيقا در اينجاست. در حد محدود او و در محصور بودن او.

انسان با گشودن راز بي نهايت هستي به بي نهايت خواهد رسيد. به مبدا. و جالب اينكه اين مبدا را هركسي چيزي گرفته است. بگذار هركه هرچه مي خواهد بگيرد! مبدأي كه من عاشق اويم نامش الله است. حدي ندارد و محدوديتي؛ نه حدي كه بشود دوئيتي براي او فرض كرد(و حتي فرض) و نه محدوديتي به مانند درجه حرارت فلان و انر‌ژي مطلق دانستن او، كه انرژي هرچند بي نهايت باشد محدود به قوانيني ست كه مي توان با آن قوانين آن را تحليل كرد!

مبدأي كه من عاشق اويم! مي گويم عاشق و نه فقط باورمند، خداست. و تو چه مي داني كه خدا ...!

و زيباترين نامي كه تا به حال براي او ديده ام رب است! آري رب!

رب را مي توان از دو ريشه گرفت.

   "ربو" به معني زياد شدن و زياد كردن؛ و رب العالمين رب است چون او زياد مي كند و نه كم؛ آخر هستي(ما سوي الله) همه از من مي كاهند و مي گيرند و مي خورند و مي برند و خلاصه مي دزدند. و در اين دزدي هم من كم مي شوم و از بين مي روم و نه آنها توانايي دارند تا سرمايه اي چنين هنگفت را به سود برسانند و خلاصه روي دستشان باد مي كند و مي گندد و آخر اين بازي، هيچ و پوچ. اما رب مي گيرد و بازمي گرداند. هم سرمايه را و مرا، و هم اضافه كه:(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها)؛

   "ربب" به معني پروراندن و مالك شدن و صاحب شدن؛ و در هر صورت او مي پروراند. بزرگ مي كند. دلسوزي مي كند. شكوفا مي كند.

رسيدن بدين مبدأ با اطاعت شدني ست. آنچه انسان محدود را جبران مي كند و دستي از او مي گيرد همين اطاعت است و بس. اين فريادي از سوي همان مبدأ است همه چيز را به سوي خود مي كشاند:(لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُون) و باز هم او انسان را به گونه اي خلق كرده كه دائما به سوي او در حال حركت است:(يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه‏) رسيدن به مبدأ حتمي ست مهم كيفيت رسيدن و نه فقط رسيدن كه ملاقات با مبدأ است. ملاقات يعني لقاء و در هم كشيدن و در آغوش كشيدن؛ ما حتي توان تصور ملاقات با خدا را هم نداريم تا بفهميم كه درك راز هستي كمترين چيزي ست كه ما مي خواهيم. همين پيوند برقرار كردن با مبدأ آگاه و مبدر و رئوف عالم است كه گشاينده راز براي انسان است. و نه يك پيوند عاطفي صرف كه تو را در جذبه هاي هرز و مبتذل صوفي مسلكانه فرو برد، بل پيوندي كه تحرك بيافريند و ترس و مسئوليت و عجز. و اين اطاعت مركبي ست براي انسان. آري به راستي تقوا مركبي ست. راهبر انسان است. رهايي بخش انسان است از اين ظلمتكده دنيا.

‹‹فاتقوا الله يا عباد الله، و فِرُّوا إلي الله من الله، وامضُوا في الذي نَهَجَه لكم، و قُومُوا بما عَصَبَه بكم، فعَليٌّ ضامن لفَلْجِكُم آجلاً، أن لم تُمْنَحُوهُ عاجلاً.›› (خ ۲۴ نهج البلاغه-الدعوة الي طاعة الله)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 0:59  توسط ح.ص  |