راه، مثل خيلي از نشريات فعال در عرصه به اصطلاح فرهنگي، فاقد دركي بنيادين از مفاهيمي ست كه داعيه صاحب نظري در آن را دارد! كپي بيشتر كارشده اي از كارهاي داغ دانشجويي كه عوض هيئت تحريريه دانشجوي در حال تحصيل! صاحب قلمان آن حالا فارغ التحصيل شده اند! و كمي "مصلحت انديش تر" و البته حرفه اي تر. اما همان طرز نگاه مناسبتي و انعكاسي را به مسائل دارند! همان نگاه بسته و از عينك انقلاب به همه چيز نگاه كردن! همان سطح برداشت ها از اسلام را داشتن! گم بودن مفهموم انسان در كل هندسه فكري آنها! گم بودن تعبيري درست از مفاهيم! به دنبال چيزي هستند كه دقيقا معلوم نيست چيست؟! مي گويند عدالت و فرهنگ حال آنكه اصلا معلوم نيست اين چيزهاي كه اينها مي گويند، خوردني ست! اصلا شي ء است؟! به قول علماي منطقي قبل از تصور و داشتن درك درست و اصلا داشتن دركي، به تصديق روي آورده اند و يك چيز را تقبيح مي كنند و آن هرآنچيزي ست كه انقلابي نيست يا به زعم آقايان انقلابي نيست! و يا فعلا در مرحله انقلابي بودن نيست! و تعظيم هرآنچيزي ست كه مثلا به تاييد اصول انقلاب اسلامي ايران بپردازد! در نگاه اين آقايان! انقلاب شده اصل و تمام مفاهيم به لحاظ ارزشي با آن سنجيده مي شود و اگر روزي از اين دسته عالم اخلاقي اي بيرون بزند! قطعا سيستم اخلاقي اي را بنيان گذاري مي كند كه در آن فعل اخلاقي و گزاره اخلاقي اي ارزش است كه انقلابي باشد! و تمام اينها در فضايي از ابهام حتي حول مفهوم انقلاب مي چرخد! و اصلا معلوم نيست در نظر آقايان انقلاب يعني چه؟! و انقلابي بودن در چيست؟!
در سرمقاله اولين شماره راه، از قول استاد اعظم فرهنگ انقلابي! سركار آقاي جليلي، از يك طرف مسئولين گاگول عرصه فرهنگ به زير كشيده شده اند و كم كاري هايي كه تحت عناوين مسخره و دهن پركني همچون نظريه پردازي و توليد زيربناي فكري و ... توجيه شده اند، كه حقا حرف دل تمام دردمندان عرصه كارهاي قلمي و ذوقي و ... مربوط به تفكر حول مفهوم اسلام و قيام! است، چندين بار!!! اين پرسش مطرح شده كه اصولا انقلابي بودن در چيست و معيارهاي آن چه هستند و ... يعني با همان چوبي كه نظريه پردازي را زده اند، خودشان هم ناخودآگاه مي زنند و يا خودآگاه!!! و البته بنده خدا چاره اي ندارد! وقتي متهم به روي هوا كاركردن مي شود!
به هرحال، هيچگاه به اين پرسش خود كه اساسا انقلابي بودن در چيست و با چه معياري سنجيده مي شود پاسخ داده نمي شود! و كماكان بايد منتظر بمانيم تا تيم آقاي جليلي ليست خودشان را براي افراد انقلابي و ضدانقلابي پركنند و به اعلام برسانند!
نه آنگونه كه حضرات داراي سمتهاي پرطمطراق به اصطلاح فرهنگي دارند نبايد سر را در آخور نظريات و صرفا نقد افكار مطرح در حوزه فرهنگ فرو برد! و نه اينگونه از يك كنار ريشه تمام فعاليت هاي زيربنايي و فكري و نظري را در اين حوزه زد!
براي فرهنگي بودن ناچاريم بينش پيدا كنيم و با استفاده از ابزار معرفتي كه در اختيار داريم، اعم از تفكر، عقلانيت(كه مغاير با هم هستند)، وحي و افكار افراد؛ به بينشي درونيزه شده برسيم و در پرتوي اين بينش كه تزريقي نيست و از ذهن فقط چندتا ليدر فكري بيرون نمي زند! به معيارهايي مطمئن برسيم! و باز در سايه آن به تقسيم بندي انقلابي و غير انقلابي دست بزنيم! و اين كار نظري و تئوريك را مي طلبد! و البته نه با آن تعريف رسمي و وارداتي كه از كار نظري وجود دارد و صرفا منتهي به توليد كتاب و مقاله و داد و بيداد در سالنهاي اجتماعات و در گوش دانشجو و اساتيد خواب آلوده مي شود! كه اين كار نظري نشات از درون ما مي گيرد و ماده خامش خود ماييم! و نه كتاب ها و نظرات پراكنده افراد به اصطلاح صاحب نظر!
مطلب بعد، حجم مطالب زياد اين شماره بود كه ظاهرا هيئت تحريه مي ترسيدند كه نكند حرفشان در گلويشان يا در قلمشان گير كند كه مجبور شده اند " كتاب " بيرون بدهند!
فن و حرفه اي گري در صفحه آرايي هم كه قربانشان بروم!!! بيست! غلطهاي املايي هم ....! سطح كار را تا حد يك نشريه دانشجويي! كه البته كمي پولدارتر است پايين آورده! بهتر است آقايان! چند تا از اين سكولارهاي نامرد(ايهام!!!) و دودوزه باز صفحه آراي حرفه اي را استخدام كنند كمي به مجله رنگ و لعاب و قشنگي بدهند! از اين آدم ها هم اين روزا زياده بس كه مجله تعطيلي و روزنامه تعطيلي داريم!